آرشیو شعر فارسی:اشعار صائب تبریزی
-
تاریخ: 1401/3/4 ساعت: 14:31
بار غم از دلم می گلرنگ برنداشت این سیل هرگز از ره من سنگ برنداشت از شور عشق، سلسلهجنبان عالمم مرغی مرا ندید که آهنگ برنداشت شد کهربا به خون جگر لعل آبدار از می خزان چهرهٔ ما رنگ برنداشت یارب شود چو دست سبو، خشک زیر سر! دستی که در شکستن من سنگ برنداشت چون برگ لاله گرچه به خون غوطهها زدیم بخت سیه ز ...
آرشیو شعر فارسی:اشعار صائب تبریزی
-
تاریخ: 1401/3/4 ساعت: 14:31
مبند دل به حیاتی که جاودانی نیست که زندگانی ده روزه زندگانی نیست به چشم هر که سیه شد جهان ز رنج خمار شراب تلخ کم از آب زندگانی نیست ز شرم موی سفیدست هوشیاری من وگرنه نشاهٔ مستی کم از جوانی نیست جدا بود شکر و شیر، همچو روغن و آب درین زمانه که آثار مهربانی نیست ز صبح صادق پیری چه فیض خواهم برد؟ مرا که...
آرشیو شعر فارسی:اشعار صائب تبریزی
-
تاریخ: 1401/3/4 ساعت: 14:30
چون سرو بغیر از کف افسوس، برم نیست از توشه بجز دامن خود بر کمرم نیست چون سیل درین دامن صحرای غریبی غیر از کشش بحر دگر راهبرم نیست از فرد روان خجلت صد قافله دارم هر چند بجز درد طلب همسفرم نیست چون آینه و آب نیم تشنهٔ هر عکس نقشی که ز دل محو شود در نظرم نیست چون غنچهٔ تصویر، دلم جمع ز تنگی است امید گش...
آرشیو شعر فارسی:اشعار صائب تبریزی
-
تاریخ: 1401/3/4 ساعت: 14:28
مدتی شد کز حدیث اهل دل گوشم تهی است چون صدف زین گوهر شهوار آغوشم تهی است از دل بیدار و اشک آتشین و آه گرم دستگاه زندگی چون شمع خاموشم تهی است خجلتی دارم که خواهد پردهپوش من شدن گر چه از سجادهٔ تقوی بر و دوشم تهی است سرگذشت روزگار خوشدلی از من مپرس صفحهٔ خاطر ازین خواب فراموشم تهی است گفتگوی پوچ ناص...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/4 ساعت: 14:27
آب خضر و می شبانه یکی است مستی و عمر جاودانه یکی است بر دل ماست چشم، خوبان را صد کماندار را نشانه یکی است پیش آن چشمهای خواب آلود نالهٔ عاشق و فسانه یکی است پلهٔ دین و کفر چون میزان دو نماید، ولی زبانه یکی است گر هزارست بلبل این باغ همه را نغمه و ترانه یکی است خنده در چشم آب گرداند ماتم و سور این زم...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 22:56
دیوانهٔ خموش به عاقل برابرست دریای آرمیده به ساحل برابرست در وصل و هجر، سوختگان گریه میکنند از بهر شمع، خلوت و محفل برابرست دست از طلب مدار که دارد طریق عشق از پافتادنی که به منزل برابرست گردی که خیزد از قدم رهروان عشق با سرمهٔ سیاهی منزل برابرست دلگیر نیستم که دل از دست دادهام دلجویی حبیب به صد...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 22:56
از زمین اوج گرفته است غباری که مراست ایمن از سیلی موج است کناری که مراست چشم پوشیدهام از هر چه درین عالم هست چه کند سیل حوادث به حصاری که مراست؟ کار زنگار کند با دل چون آینهام گر چه هست از دگران، نقش و نگاری که مراست جان غربت زده را زود به پابوس وطن میرساند نفس برق سواری که مراست نیست از خاک گر...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 22:55
حضور دل نبود با عبادتی که مراست تمام سجدهٔ سهوست طاعتی که مراست نفس چگونه برآید ز سینهام بی آه؟ ز عمر رفته به غفلت ندامتی که مراست ز داغ گمشده فرزند جانگدازترست ز فوت وقت به دل داغ حسرتی که مراست اگر به قدر سفر فکر توشه باید کرد نفس چگونه کند راست، فرصتی که مراست؟ ز گرد لشکر بیگانه مملکت را نیست ...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 22:54
درون گنبد گردون فتنه بار مخسب به زیر سایهٔ پل موسم بهار مخسب فلک ز کاهکشان تیغ بر کف استاده است به زیر سایهٔ شمشیر آبدار مخسب ز چار طاق عناصر شکست میبارد میان چار مخالف به اختیار مخسب ستاره زندهٔ جاوید شد ز بیداری تو نیز در دل شب ای سیاهکار مخسب به شب ز حلقهٔ اهل گناه کن شبگیر دلی چو آینه داری، ب...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 22:53
عرقفشانی آن گلعذار را دریاب ستارهریزی صبح بهار را دریاب درون خانه خزان و بهار یکرنگ است ز خویش خیمه برون زن، بهار را دریاب ز گاهوارهٔ تسلیم کن سفینهٔ خویش میان بحر حضور کنار را دریاب ز فیض صبح مشو غافل ای سیاه درون صفای این نفس بی غبار را دریاب عقیق در دهن تشنه کار آب کند به وعدهای جگر داغدار را ...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 17:20
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست شب تار است و ره وادی ایمن در پیش آتش طور کجا موعد دیدار کجاست هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد در خرابات بگویید که هشیار کجاست آن کس است اهل بشارت که اشارت داند نکتهها هست بسی محرم اسرار کجاست هر سر موی مرا با تو هزاران کار است ما کجاییم و ...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 17:19
ساقیا آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که کردی مرواد از یادت در شگفتم که در این مدت ایام فراق برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت برسان بندگی دختر رز گو به درآی که دم و همت ما کرد ز بند آزادت شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت بوستان...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 17:18
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت آشنایی نه غریب است که دلسوز من است چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت خرقه زهد مرا آب خرابات بب...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 17:17
خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت به قصد جان من زار ناتوان انداخت نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت شراب خورده و خوی کرده میروی به چمن که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت به بزمگاه چمن دوش مست بگذ...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 17:16
ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت درویش نمیپرسی و ترسم که نباشد اندیشه آمرزش و پروای ثوابت راه دل عشاق زد آن چشم خماری پیداست از این شیوه که مست است شرابت تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت تا باز چه اند...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 17:16
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب می...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 17:15
میدمد صبح و کله بست سحاب الصبوح الصبوح یا اصحاب میچکد ژاله بر رخ لاله المدام المدام یا احباب میوزد از چمن نسیم بهشت هان بنوشید دم به دم می ناب تخت زمرد زده است گل به چمن راح چون لعل آتشین دریاب در میخانه بستهاند دگر افتتح یا مفتح الابواب لب و دندانت را حقوق نمک هست بر جان و سینههای کباب این چنی...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 17:15
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما آب روی خوبی از چاه زنخدان شما عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده بازگردد یا برآید چیست فرمان شما کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت به که نفروشند مستوری به مستان شما بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما با صبا همراه بفرست از رخت گلدست...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 17:14
ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما ای باد اگر به گلشن احباب بگذری زنهار عرضه ده بر...
آرشیو شعر فارسی:اشعار حافظ
-
تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 17:14
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون روی سوی خانه خمار دارد پیر ما در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم کاین چنین رفتهست در عهد ازل تقدیر ما عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما روی خوبت آیتی...